حسن حسن زاده آملى
163
هزار و يك كلمه (فارسى)
مثلا معمارى كه صورت بنائى را ابتدا در نظر مىگيرد ، آن صورت ، علم فعلى است كه بناى در خارج مطابق آن صورت و نقشهء علم فعلى بنا شده است . پس اگر به فرض ، آن معمار را داعى بر فعلش كه بناى خارجى است عين ذاتش باشد و غايتى جز ذاتش نباشد ، فاعل بالعناية است و اگر داعى زائد بر ذات باشد كه براى غرضى مثلا جلب منفعت باشد ، در اين صورت فاعل بالقصد است . و بدانچه گفتهايم فرق ميان فاعل بالعناية و اقسام فاعل سابق بر او روشن شده است كه فاعل بالعناية از اين كه عالم به ذات و فعل خود است از اولى و دومى ممتاز است ، و از اين كه صاحب اراده و اختيار است ، از فاعل بالجبر ممتاز است ، و از اين كه نيازمند به غرض زائد بر ذاتش نيست ، از فاعل بالقصد ممتاز است . فاعل بالرضا ، فاعلى است كه عالم به ذات و فعل خود است ، و صاحب اراده و اختيار است ، و نيازمند به غرض زائد بر ذاتش نيست ، بلكه داعى او بر فعل ، عين ذات اوست ، و علم او به فعلش ، سابق بر فعل است و لكن اين علم به فعلش ، زائد بر ذاتش نيست - چنان كه در فاعل بالعناية بود - بلكه علم فاعل به ذاتش همان علم به فعلش است . پس در فاعل بالرضا علم ، سابق بر فعل است از اين جهت كه علم ، عين ذات است و ذات مقدم بر فعل ، چون ذات علت تامه است و فعل ، معلول وى ، و علم به علت ، مستلزم علم به معلول است . نكتهء عمده در فاعل بالرضا اين است كه خود فعل ، علم تفصيلى باشد ، و علم به ذات فاعل ، علم اجمالى سابق بر فعل باشد . به عبارت ديگر ، فاعل بالرضا ، آن است كه علم به ذاتش - كه عين ذات اوست - سبب وجود افاعيل اوست كه اين افاعيل ، عين علوم و معلومات اوست و علم به ذاتش علم اجمالى به فعل اوست و علم تفصيلى او به فعلش ، نفس فعل اوست ؛ يعنى ، نفس معلوم كه عين و شخص خارجى فعل است ، عين علم تفصيلى اوست . اين كه گفتند : « علم ، سابق بر فعل است ، ولو به اجمال » ، براى اين است كه